


اميد: به قول بابا طاهري كه خودش از بيخ عريان بوده در خصوص ماجراي گل شيفته فراهاني: یکی آنسوی دنیا گشته عریون/ یکی اینجا شده غمگین و دلخون >گناه هر کسی بر خود نویسند/ چه باید کرد با مخلوق نادون
اميد: اصلاح ميشود: از لحظهي تولد وبلاگ.
اميد: بدانيد وقتهايي كه ما ميخوابيم عدهاي بيدارند و از نوشتههاي ما و وبلاگهاي ما بكآپ ميگيرند. وقتهايي كه بيداريم هم همينعده بيدارند و به كارشان ادامه ميدهند. اين روال از لحظهي تولد ما شروع ميشود و تا آخرين مطلبي كه مينويسيم ادامه دارد. سندش هم موجود است. به خدا.
اميد: كجايي رب.
اميد: وااييي خدا
شاعر: فکرم همهجا هست، ولی پیش خدا نیست سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟ اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟! از شدت اخلاص من عالَم شده حیران تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست! از کمیتِ کار که هر روز سه وعده از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست یکذره فقط کُندتر از سرعت نور است هر رکعتِ من حائز عنوان جهانیست! این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟ چندیست که این حافظه در خدمت ما نیست ای دلبر من! تا غم وام است و تورم محراب به یاد خم ابروی شما نیست بیدغدغه یک سجده راحت نتوان کرد تا فکر من از قسط عقبمانده جدا نیست هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند گفتند که این بهره بانکیست، ربا نیست! از بسکه پی نیموجب نان حلالیم در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست به به، چه نمازیست! همین است که گویند راه شعرا دور ز راه عرفا نیست
اميد: باز هم تاكيد ميكنم "من خدا هستم" رو نوشت به منصور حلاج و همشهريهايش.










