msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

ديوار

گچ بردار و بنويس
خطي كه بماند



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    تاحالا بزرگترین و یا بدترین درد و یا بیماری که سراغم امده تب و لرز و اب ریزش بینیه. یعنی به جز این بیماری، به هیچ چیز دیگری مبتلا نشدم.
    یک عدد شلغم پوست گرفتم و خام خوردم. دیشب هم فروغ با سوپ دم کرده اویشن و اب پرتقال و لیموشیرین از من پرستاری کرد.
    امیدوارم بدترین بیماری همه مردم دنیا سرماخوردگی باشه

  2. .

    یک سیر خام دیشب خرد کردم و خوردم. با سوپ. بیچاره اونهایی که امروز باهاشون قرار دارم.

  3. .

    صبح هم یک لیوان اب هویج و یک لیوان شیر عسل.
    یعنی ترکوندم خودمو.

  4. .

    بعد از سیر جعفری میل کنید تا بوی سیر رو بپوشونه. بلا دور باشه رفیق

  5. .

    ایندفه هرچی جعفری دیدم میخرم میخورم

  6. .

    غم دورت نچرخه رفیق

  7. .

    ممنون😊 همچنین

  8. .

    هوای دیروز تهران چقدر دلنشین بود. زلال. پاک، بی‌آلایش. مثل تو. گویا سالروز تولدت را جشن گرفته بود.

  9. .

    پیش به سوی مشهد.

  10. .

    به زودی عکس‌هایی که به نیت خاصی گرفتم رو توی فوتومید آپلود می‌کنم.

  11. .

    چقدر این درخت به رو دوست دارم.

  12. .

    قصه رو دوباره خوندم. چقدر توصیفات قشنگ بود. چقدر خوب نوشته بودین.اینکه دیگه فرصت نمیکنید بنویسید افسوس داره

  13. .

    امروز بعد از سالیان سال دیدمت. خیلی شبیه خوابم نبودی. خواب‌های من خیال‌پردازند.
    حالت خوبه؟

  14. .

    تولدم مبارک

  15. .

    کاش یکی بود که دنیا رو از دریچه چشم‌ما میدید با این فرق که یه ذره عقل و تدبیر و شعورش بیشتر از ما بود اونوقت باهاش مشورت میکردیم بی اینکه پشیمون بشیم

  16. .

    کجای دنیا رو سوزوندی دکتر جان؟ چرا غمگینی؟

  17. .

    نسوزوندم. دارم جدی به مهاجرت فکر میکنم. البته فعلا به این نتیجه رسیدم که موقت برای پست داک برم تابعد با چشم باز تصمیم بگیرم. ولی همین رفتن موقتی هم به معنی از دست دادن جایگاه شغلیم و کارشناس شدن است. اهمیتی داره؟ نه واقعا

  18. .

    اگرچه معتقدم ما گیاه بومی این منطقه هستیم و زیستگاه ما اینجاست، ولی خب، بنفشه آفریقایی رو هم اوردیم اینجا و داریم پرورش می‌دیم. به شرطی که کسی (علم، پول، جنم و …) باشه که پرورشمون بده، بد نیست.

  19. .

    حس و حال گاه و بیگاه من را می‌توانید در
    عکس‌های من ببینید.

  20. .

    توییتر‌باز، حالت خوبه؟
    چرا من بی‌خبرم ازت؟
    چند بار خواستم بهت پیغام بدم، ولی ترسیدم مزاحم باشم. از حال و روزت خبر بده لطفا قبل از اینکه توی تلگرام مستقیم جویای حالت بشم. :تهدید

  21. .

    “. آنچنان عوضی وار جگر گوسفند به سیخ می کشید که دستی به نرمی ابریشم موی زنی را ببافد ، انگشتی ساز بزند ، قلمی به دست شعر بنویسد ، نقاشی چانه ی محبوبش را هاشور کند ، مادری نوک پستانش را در دهان دخترش شیر کند.

    آن مرد مال آن بالا نبود و اگر بخواهم عوضی بنویسم بود. فیلسوف ، شاعر ، نقاش ، آوازه خوان یا زندانی . شاید فراری از کتاب ، خبر ، سیاست ، قصه ، زن ، درد ، بی کسی. از دست آن مرد چای بوی عوضی می داد. طعم عوضی. من او را می شناختم. از وقتی هفت ساله بودم او را خواب دیده بودم. همیشه همینقدر تنها ، بی حرف ، زیبا ، سیر ، گرم ، خیس ، ترسو ، نجیب ، فراری.”
    محشر است این متن و این قلم

  22. .

    کجاست یاری دهنده‌ای


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *