msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٢٥شهريور- به آقاي دكتر صادق زيباكلام

به اقايان مهدوي كني و مكارم شيرازي نامه نوشتي. نامه‌اي كه ردي از آن و از ديگر آن‌ها، در وب‌سايت رسمي‌ات نگذاشته‌اي ولي بيشتر خبرگزاري‌ها ان‌ و آن‌ها را منتشر كرده‌اند. احتمالا در دلت زمزمه كرده‌اي كه “اي نامه كه مي‌روي به سويش، از جانب من ببوس رويش” و سپس نامه را به دست نامه‌رسان داده‌اي. شروع نامه‌ات بعد از نام خدا اين بود “حضرات آیات عظام مکارم شیرازی و مهدوی‌کنی ادام‌الله ضلهما العالی علی رئوس المسلمین”. مي‌خواستم بگويم تو كسي نيستي كه دعا كني سايه‌ي كسي روي سر ديگران و يا مسلمانان باشد يا نباشد. حداكثر مي‌تواني از خودت مايه بگذاري و دعا كني كه “ادام‌الله ضلهما العالی علی راسي”. اگر اين‌طور است كه هر كسي براي هر كس ديگري كه دلش‌خواست، هر دعايي كه دلش خواست، بكند، من هم دعا مي‌كنم “ان‌شاالله تو و محمود ا.ن. در يك گور نهاده شويد و با هم محشور شويد هرچه سريع‌تر ان‌شاءالله”.
ولي اين فقط يك جمله‌ي محترمانه بابت شروع نامه بود. نامه‌اي كه هر خط‌اش مثل داغي كه به كپل اسب بيندازند، بر پيشاني آن آقايان، داغ مهر نماز شب‌هايشان را خط‌خطي كرد. داغ‌شان كردي و سپاسگزار تو ام. خواستم بگويم هر احترامي خواستي بگذار، ولي از همگان مايه نگذار.


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *