msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٢٠خرداد- نيم‌قرن آمار

بعد از تمام نشدن اين روزها، با خستگي كه مثل موريانه به جان چوبي‌مان افتاده و آن را كرده پنير پر از حفره‌ي ليقوان، به هشت سالي فكر مي‌كنم از بهترين سال‌هاي عمرم كه به دست‌هاي توانمند يك نفر لجن‌مال شد. البته، حضورش اگرچه مايه‌ي نكبت بود، ولي يك خوبي داشت. و آن اين‌كه، قداست يك بت را شكاند. به اين هم فكر مي‌كنم كه هرچقدر هم بدبخت شده باشم، باز هم محال است جلوي چهار نفر گريه كنم. مرد، مردي كه غرور نداشت و همزمان، بيشتر از يك نفر اشكش را ديدند، بهتر است بميرد. به اين فكر مي‌كنم كه مرد! اگر به‌جاي گريه و توي دهن مردم زدن، از مردم هواداري مي‌كرد، چقدر مي‌توانست در ذهن من بزرگ شود. و چقدر جامعه نشاط مي‌گرفت. خون مي‌دويد به اندام جامعه تا به سمت مهرباني و پيشرفت قد علم كند. و چقدر مي‌توانست اين نيمه‌ي دومِ هشت سال را بهشت كند. نكرد و نشد.
جامعه، بعد از 23 خرد!د 88، در روزهايي كه براي چهار سال ديگر پيشِ‌رو داشت، قابل پيش‌بيني بود. مردم، با يك‌ديگر خشن شدند. نااميد شدند. عجول شدند. به فرار كردن راغب شدند. بي‌اعتماد شدند. افسرده‌تر شدند. بي‌انگيزه شدند. بزه‌كار شدند. جسد متحرك شدند. تورمي كه با نفت 140 دلاري روي 25 مانده بود، با نفت 90 دلاري به بالاي 50 رسيد. فشار به همه‌جاي مردم آمد و از چشم‌ها بيرون زد. و پزشكان فكر مي‌كردند مرض قند اپيدمي شده است.
اين همان است كه از ماست. حالا كه بر ماست، حرجي نيست. بياييد مروري بكنيم اين نيم قرن گذشته چه اتفاقي افتاد. دست مي‌آويزم به آماري كه توسط همين دولت دروغ منتشر شده است. كه دروغش را ديديم. و دريغ از قوه‌اي كه قضا را ادا كند. مي‌توانم بگويم حالمان وخيم‌تر از اين آمار است. همه‌ي ما مي‌توانيم اين را ببينيم و حس كنيم. مي‌بينيم و حس مي‌كنيم.
تولد
تعداد تولد در هر روز، مقتبس از اداره‌ي ثبت احوال كشور از سال 1338 تا 1391 جمع‌آوري شده است. اين آمار، تا دي‌ماه 1391 موجود بوده است. براي درك و شهود بيشتر، اطلاعات اين آمار به صورت گراف، در شكل 1 ترسيم شده است.

شكل 1


به تعداد تولد‌هاي سال 59 تا 69 توجه كنيد. اين جمعيت، اكنون، جمعيت بالغ كشور را تشكيل مي‌دهند و اكنون بين بيست و دو تا سي و دو سال، سن دارند. دليل اين امر، يعني جهش ناگهاني نرخ تولد، شايد پيروي از فرماني باشد كه به مذاق مردم ما خوش آمده بود. شايد وقوع جنگ باشد. شايد دلِ خوش باشد و شايد فقدان انديشه‌ي كلان. ولي چه شد كه از سال 1365 به بعد، شيب نمودار منفي شد؟ فشارهاي اقتصادي؟ آموزش‌هايي در خصوص كنترل جمعيت؟ عدم ارائه‌ي كوپن به فرزند چهارم به بعد؟ پي بردن به دروغ بودن وعده‌ها و يا عملي نشدن آن‌ها؟ بديهي است وقتي علت حذف شود، معلول حذف خواهد شد.

شكل 2


توزيع سني جمعيت طبق سرشماري سال 1390 مقتبس از اداره‌ي آمار، نيز گوياي همين مطلب است (شكل 2). نوك هرم جمعيتي متوجه‌ي جوانان بين بيست تا سي سال است. دانستن اين مساله، برنامه‌ريزي براي شروع زندگي اين افراد، تامين مسكن، تامين شغل مناسب و … را مي‌طلبد. شكمي كه در اطراف سن 10 سال در شكل 2 بوجود آمده است شايد حاكي از مرگ و مير در اين سن و يا حاكي از كاهش زاد و ولد در حدود سال 1380 است كه با مراجعه به شكل 1، فرض دوم تاييد مي‌شود. (در اين شكل، فراواني سن افرادي كه بالاي 100 سال عمر دارند، حذف شده است. بديهي است تعداد اين افراد بسيار اندك است).
متاسفانه، اين اتفاق، يعني افزايش نرخ زاد و ولد، يك بار ديگر درحال وقوع است. به رشد ناگهاني انتهاي شكل 1، در سال 1390 و 1391 توجه كنيد. براي وضوح بيشتر، آن بخش از نمودار را در شكل 3، تكرار مي‌كنم.

شكل 3


در سال 1391، به طور ميانگين، 4544 تولد در هر روز ثبت شده است. اين درحالي است كه در سال 1390، به طور ميانگين، 3787 تولد در هر روز و در سال 1381، به طور ميانگين 3074 تولد در هر روز به ثبت رسيده است. يعني در سال 1391 نسبت به سال 1381، حدود 47.8% افزايش زاد و ولد گزارش شده است كه ميانگين سالانه‌اش مي‌شود 3.98%. از طرفي، در سال 1391 نسبت به سال سال قبل از آن، حدود 20% افزايش زاد و ولد گزارش شده است كه بيش از پنج برابر ميانگين ده سال اخير است. تبليغات رسانه، درخواست و برنامه‌هاي تشويقي رئيس‌جمهور و رهبر در اين زمينه و عدم آگاهي خانواده‌ها از عواقب اين مساله، در ذهن‌مان جاري است. در شكل 4، نسبت تعداد تولد در هر سال به تعداد ازدواج صورت گرفته در آن سال، ترسيم شده است. اين شكل به خوبي نشان مي‌دهد سير كنترل جمعيت خانواده چه مراحلي را سپري كرده است.

شكل 4


اگرچه كساني كه در يك سال ازدواج مي‌كنند، حدود يك تا چهار سال بعد، و يا حتي بيشتر ممكن است صاحب اولين فرزند خود شوند.اين مساله، ممكن است يك شيفت در نمودار ايجاد كند و تنها سبب تغييرات كوچك در نمودار مي‌شود. انچه مهم است، اين است كه با توجه به اين نمودار، از حدود شش فرزند در هر خانواده به كمتر از دو فرزند در هر خانواده رسيده‌ايم. از نظر من، اين كنترل، غالبا معلول فشار‌هاي اقتصادي است و نه تبليغات فرهنگي. انتهاي نمودار، به نظر نگران‌كننده مي‌ايد. نمودار دارد سير صعودي را آغاز مي‌كند.
تجرد
تعداد زنان مجرد بين پانزده تا پنجاه و چهار سال در جدول 2 نشان داده شده است. اين جمعيت، مربوط به زناني است كه در طول عمر خود،‌ اصلا ازدواج نكرده‌اند. از اين آمار، جمعيت زنان بين بيست تا سي‌و‌چهار سال قابل تامل است. سه ميليون و ششصد و پنجاه هزار نفر تعداد كل زناني است كه در سن ازدواج قرار دارند ولي ازدواج نكرده‌اند كه اين عدد، معادل 30% جمعيت كل زنان در اين بازه‌ي سني است (جدول 2).

جدول 1
جمعيت مجرد جمعيت كل بازه‌ي سني
2561894 3259607 15-19
1986403 4212922 24-20
1132285 4318020 29-25
534357 3456096 34-30
248857 2720785 39-35
132125 2420370 44-40
68699 2003134 49-45
39210 1762295 54-50
6703830 24153238 جمع

عدم رسيدگي به نياز‌هاي سطح يك اين افراد، تبعاتي به دنبال خواهد داشت. افلا يعلمون؟ شما خودتان كارهايي را كه براي رسيدگي به اين جمعيت شده است ليست كنيد.

جدول 2
% درصد تجرد جمعيت مجرد جمعيت كل بازه‌ي سني
47 1986403 4212922 24-20
26 1132285 4318020 29-25
15 534357 3456096 34-30
30 6703830 24153238 جمع

ازدواج
در شكل 5، تعداد ازدواج در هر روز، براي سال‌هاي 1338 تا 1391 ترسيم شده است. جهش ناگهاني نرخ ازدواج در حدود سال 1358 نشان‌گر كاهش سن ازدواج در آن مقطع زماني مي‌باشد كه به افزايش نرخ توليدمثل كمك كرده است. در چهار سال اخير، نرخ رشد، علي‌رغم افزايش تعداد جوانان بازه‌ي سني ازدواج، نسبتا ثابت مانده است. در اين آمار، در سال 1390، تعداد 2397 ازدواج و در سال 1380، تعداد 1759 ازدواج در هر روز به طور ميانگين به ثبت رسيده است. يعني تعداد ازدواج‌هاي صورت گرفته در سال 1390 نسبت به سال 1380، حدود 36% افزايش يافته است.

شكل 5


طلاق
طلاق انجام شده در هر روز، از سال 1338 تا 1390 مقتبس از اداره‌ي ثبت احوال كل كشور در شكل 6 نشان داده شده است. تا سال 1358 همان‌طور كه از شكل 6 پيداست، نرخ طلاق با سرعت اندكي رو به كاهش بوده است و اين، شايد نشان از افزايش استحكام بنيان خانواده در آن زمان دارد. در خلال سال‌هاي 1358 تا 1363 با افزايش ناگهاني نرخ طلاق به طور نسبي مواجه شده‌ايم. از حدود سال 1372 به بعد، نرخ رشد طلاق، به سرعت رو به افزايش گذاشته است. البته، تعداد ازدواج در هر روز، نيز رو به افزايش است، چرا كه جمعيت جوان، منطبق بر ناحيه‌ي بحراني شكل 2 است ولي روندِ به شدت صعودي اين نمودار، قابل تامل است.

شكل 6


هنگامي كه نسبت طلاق به ازدواج را بدست بياوريم (شكل 8)، مي‌بينيم كه از سال 1375 به بعد، اين نسبت، سال به سال، رو به افزايش گذاشته است به طوري كه در سال 1375، به ازاي هر 100 ازدواج در هر سال، حدود 8 طلاق به ثبت رسيده است در حالي كه در سال 1390، اين عدد به بيش از 16 رسيده است. به نظر مي‌رسد اطلاعات و آمار واقعي، بسيار بيشتر از اين رقم باشد. ولي همين اطلاعات نيز، بسيار فاجعه بار است و نيازمند برنامه‌ريزي. در سال 1390، تعداد 391 طلاق و در سال 1380 تعداد 166 طلاق در هر روز به طور ميانگين به ثبت رسيده است. يعني تعداد طلاق‌هاي گزارش شده، 135 درصد نسبت به سال 1380 بيشتر شده است.

شكل 7


بررسي كمي‌ گراف شكل 8 براي سال 1390 نسبت به سال 1380 قابل ملاحظه است. در سال 1390، به طور ميانگين، تعداد 16 طلاق در مقابل 100 ازدواج به ثبت رسيده است اين در حالي است كه در سال 1380، كمتر از 10 طلاق در مقابل 100 ازدواج، گزارش شده است. در طي ده سال اخير، طلاق‌هاي گزارش شده در ازاي هر 100 ازدواج، 60 درصد افزايش داشته است.

شكل 8


مسئولان عقلشان به اين چيزها قد نمي‌دهد انگار و يا طوري قد مي‌دهد كه نه نتيجه‌اي دارد و نه نتيجه‌اي احساس مي‌شود و يا شايد، نتيجه‌ي تفكراتشان شده است اين. بس كه همين‌طور رو به رشد است اين بي‌دين (شكل 7).
بيشتر از 50 درصد طلاق‌ها، تا پنج سال اول زندگي روي مي‌دهد. اين امر شايد ناشي از عدم اگاهي كافي زوجين از جنس مخالف و زندگي مشترك مي‌باشد (شكل 9). با استفاده از ميان‌گين‌گيري وزني، مشخص مي‌شود ميانگين سال‌هاي زندگي قبل از طلاق، 6 سال و 9 روز است. اين مساله كه تعداد كساني كه در اولين سال ازدواج، تصميم به جدايي مي‌گيرند، از اهميت زيادي برخوردار است. همچنين مي‌بينيم كه هرساله، طلاق، نسبت به سال قبل، بيشتر شده است كه در بالا نيز به آن اشاره گرديد.

شكل 9

اگر سن زن را از سن همسرش كم كنيم، اختلاف سن آن‌ها بدست مي‌آيد. بدست آمدن عدد منفي، به معناي بزرگ‌تر بودن زن از شوهر است. فراواني تفاوت سني به هنگام طلاق در شكل 10 و به هنگام ازدواج در شكل 11 نشان داده شده است.
از اين دو شكل پيداست كه بيشتر زوجين، در هنگام ازدواج و يا طلاق، هم‌سن هستند. ولي با اين دو شكل، نمي‌توان برداشت صحيحي اعلام نمود. براي داشتن قضاوت صحيح، بايد اطلاعات شكل 10 با استفاده از شكل 11 نرمال شود. يعني بايد فراواني تعداد طلاق نسبت به تعداد ازدواج صورت گرفته، براي هريك از شرايط سني، به طور مجزا درنظر گرفته شود. شكل 12 گوياي اين مطلب است. يعني در نقطه‌ي اختلاف سن، تعداد طلاق به تعداد ازدواج صورت گرفته در آن سال تقسيم شده و به صورت درصد، بيان شده است.
همان‌طور كه مي‌بينيم، سرانه‌ي طلاق براي زماني كه زن بزرگ‌تر از مرد است، بيشتر از زماني است كه مرد بزرگ‌تر از زن است (گراف‌هاي سالانه در سمت چپ نمودار، شيب بيشتري دارند). يعني هرچه زن به لحاظ سني از مرد، بزرگ‌تر باشد، زندگي ناپايدارتر خواهد بود.

شكل 10

شكل 11


نمودار مربوط به سال 1383 را در نظر بگيريد. به ازاي 100 ازدواج كه در آن سال رخ داده است و مرد حداكثر دو سال از زن بزرگ‌تر است، شش طلاق به ثبت رسيده است. اين عدد، براي جامعه‌ي مشابه،‌ با گذر زمان، رو به رشد بوده است. يعني، در سال 1390، به ازاي 100 ازدواج كه مرد حداكثر دو سال از زن بزرگ‌تر است، 14 طلاق با همين اختلاف سن، به ثبت رسيده است. همچنين، در مواقعي كه مرد بيشتر از شش سال، از زن بزرگ‌تر است، نرخ طلاق به سرعت بيشتري رو به افزايش است.

شكل 12


دوباره برگرديم به نمودار سال 1383. براي زماني كه مرد بين نه تا ده سال از زن بزرگ‌تر است، به ازاي هر 100 ازدواج ثبت شده، 9 عدد طلاق گزارش شده است كه پنجاه درصد بيشتر از زماني است كه مرد حداكثر دوسال بزرگ‌تر از زن است. محاسبات دقيق بر اساس داده‌هاي برداشت‌شده از مراجع رسمي كشور نشان مي‌دهند نرخ طلاق، وقتي مرد بين 6 تا 10 سال بزرگ‌تر از زن است، 87% بيشتر از زماني است كه وي حداكثر شش سال از همسرش بزرگ‌تر است. با اگاهي دادن به دختران و پسران در دوران دبيرستان، به تدريج ازدواج‌هاي با اختلاف سن زياد كم خواهد شد. افلا يعقلون؟
سن فوت
آمار مرگ و مير در شكل 13 نشان داده شده است. طبق گراف شكل 13، براي سنين بيست تا سي سال حدود سي و پنج فوت در روز گزارش شده است كه به رقم سيزده هزار فوت در سال مي‌رسد. كله شقي‌هاي دوره‌ي جواني، باعث شده است كه نمودار مرگ و مير، در بازه‌ي سني پانزده تا بيست و پنج سال، تغيير مسير دهد و مرگ، به جاي طي كردن مسيري يكنواخت، همچون دملي چركين، در كمين جوانان بخسبد. اين مساله، به فرهنگ خودمان برمي‌گردد و خواستگاه ديگري ندارد. خانواده‌ها بايد در اين خصوص، آگاه‌تر شوند و با ملاحظه‌ي بيشتري رفتار فرزندان را كنترل كنند.

شكل 13


فرار مخ‌ها
در اين باره، سخن فراوان گفته شده است. در ادامه، سعي مي‌كنم طبق آمار سرشماري جمعيت در سال 1385 و 1390، با فرض صحت اطلاعات مندرج در سايت مركز آمار ايران، به جمع‌بندي مختصري برسم. براي سنيني كه در جدول 3 نشان داده شده است، جمعيت سني در سال 85 بايد نسبت به سال 90 بيشتر باشد. دليل اينكه تعداد كودكان 5 تا 9 سال در سال 90 حدود 193 هزار نفر بيشتر از كودكان 0 تا 4 سال مربوط به سال 85 است (كه در سال 90 به سن 5 تا 9 رسيده‌اند) مي‌تواند ناشي از مهاجرت به داخل و يا امار اشتباه باشد كه دومي محتمل‌تر است. همچنين، جوانان بين 25 تا 29 سال در سال 90 حدود 338 هزار نفر كمتر از جوانان بازه‌ي معادل در سال 85 هستند كه حداقل 280 هزار نفر آن ناشي از مهاجرت است و حداكثر حدود 55 هزارنفر مربوط به مرگ‌و‌مير مي‌باشد (كمتر از 55هزار نفر مرگ و مير). البته اين نتيجه، با اين فرض است كه كساني كه فرزندانشان مهاجرت كرده‌اند، فرد مهاجر، در سرشماري ذكر نشده باشد. در غير اين‌صورت، قويا اعلام مي‌گردد آمار مندرج در يكي از دو سرشماري، تحقيقا اشتباه است. بديهي است بخش اعظم اين جمعيت بزرگ، حداقل مدرك ليسانس خود را دريافت كرده‌اند و سپس اقدام به خروج از كشور كرده‌اند. در خلال 5 سال، 280‌هزار نفر از جمعيت بين 25 تا 29 ساله‌ها از كشور خارج شده‌اند كه ميانگين سالانه‌ي 56 هزار نفر را بيان مي‌كند. اين عدد، براي جوانان 20 تا 24 سال، بيشتر از 50هزار نفر است و براي جوانان بين 30 تا 34 سال به حدود 40هزار نفر مي‌رسد. يعني در مجموع، سالانه حدود 145هزار نفر از جوانان بين 20 تا 34 سال، از كشور فرار كرده‌اند. بديهي است اين تعداد، غالبا از بين كساني هستند كه در رتبه‌هاي علمي، بالاتر از سايرين بوده‌اند و توانسته‌اند از فيلتر‌هاي كشور‌هاي مختلف عبور كنند و تاييد صلاحيت شوند. يعني جواناني كه در اين كشور برايشان پول خرج شده است و بعضا آموزش رايگان ديده‌اند و حالا كه وقت ثمر دهي آنان رسيده است، از كشور رفته‌اند. دولت، فكري به حال اين جمعيت كه تماما مي‌توانند سازنده و مفيد باشد، نمي‌كند و معتقدم فكرش به اين نكته‌ها نمي‌رسد حتي. ثمٌ بكمٌ عميٌ.

جدول 3
اختلاف نفرات
در دو آمار سال 85 و 90
جمعيت سال 85 بازه سني
در زمان آمارگيري سال 85
جمعيت سال 90 بازه‌ي سني سال 90
-193813 5463978 0-4 5657791 5-9
-162378 5509057 5-9 5671435 10-14
101551 6708594 10-14 6607043 15-19
312264 8726761 15-19 8414497 20-24
338768 9011422 20-24 8672654 25-29
253028 7224952 25-29 6971924 30-34
-17487 5553531 30-34 5571018 35-39
14375 4921124 35-39 4906749 40-44
58677 4089158 40-44 4030481 45-49
-4647 3522761 45-49 3527408 50-54
75301 2755420 50-54 2680119 55-59
25074 1887981 55-59 1862907 60-64
120721 1464452 60-64 1343731 65-69
77582 1197550 65-69 1119968 70-74
250787 1119318 70-74 561538 80-84
132584 694122 75-79 561538 80-84

آمار اين نيم قرن ارائه شد. قضاوت با شما. بياييد با هم برويم غذاي موريانه‌ها را بدهيم تا چاق‌تر شوند.
مراجع عظمي
http://www.sabteahval.ir/Default.aspx?tabid=4762
http://www.sci.org.ir/SitePages/report_90/population_report.aspx



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    خیلی خوب بود ممنون به گراف زاد و ولد که نگاه می کنم افسوس میخورم که بچه های ما هم مثل خودمون از لجظه تولد تا مرگ باید در حالت رقابت و مسابقه باشند.


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *