msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٣مرداد- بيست منهاي دو

وقتي كه شركت در گير و دار انتقال به كرمان بود، با چند نفر از دوستانم در خصوص جستجوي فرصت شغلي ديگر صحبت كردم. يكي از دوستانم كه در يك شركت معتبر و بزرگ كار مي‌كند از من خواست رزومه‌ي كاري‌ام را برايش بفرستم و براي آن شركت، درخواست كار بدهم. مي‌گفت اخيرا پنج نفر از نيروهاي بخش مكانيك استعفا داده‌اند و شركت شديدا نياز به نيرو دارد.
چندي پيش براي مصاحبه شغلي به آن شركت فراخوانده شدم. طبق برنامه و پنج دقيقه قبل از شروع مصاحبه به آنجا رسيدم. به محض رسيدن، از دوست قديمي‌ام خواستم بيايد لابي ساختمان و با هم گپي بزنيم تا جلسه شروع شود. با دوازده دقيقه تاخير من را به داخل اتاق دعوت كردند. چهار نفر از بزرگان شركت در كميته‌ي جذب جمع شده بودند. يكي از آن‌ها كه ته‌ريش داشت و تپل‌تر از بقيه بود، پرسيد ” تاخير ما باعث رنجش شما نشد؟” با خونسردي و سادگي تمام گفتم ” يكي از دوستانم در اين شركت كار مي‌كند و در اين مدت، مشغول صحبت با ايشان بودم.” بعد از جلسه به اين اشتباه استراتژيك خودم پي بردم. در جلسات مصاحبه و يا هر جلسه‌ي ديگري، بايد كاري كرد كه بدون آن‌كه آن‌طرف ميز، رنجيده شود، به اين باور برسد كه با شخص قَدَري رو به رو است و خودش نكات ضعفي دارد. البته تكرار مي‌كنم در اثر اين قدرت‌نمايي، آن‌طرف ميز به هيچ عنوان نبايد مورد رنجش يا توهين قرار گيرند.
مديريت يك جلسه مصاحبه كار آساني نيست. بايد به ريز و درشت كار آشنا بود. حفظ خونسردي مهم است. اضطراب يك ضعف است. اگر از خود اطمينان داريم بايد نگراني را كنار بگذاريم و بدانيم آن‌طرفي‌ها توقع صداقت دارند. آن‌طرف ميز، پس از بررسي رزومه‌ي كاري، از شخص دعوت به مصاحبه كرده‌اند. يعني كليات نوشته شده در رزومه، مورد پسند آن‌هاست و مي‌خواهند با مصاحبه، در اين خصوص، تصميم درستي بگيرند. پس نگراني جايگاهي ندارد. براي تاثيرگذاشتن به مصاحبه كنندگان، بايد هر طور هست قدرت خود را به نمايش بگذاريم. ولي قبل از ان و يا در خلال آن، بايد اندكي صميمي شد. در جلسه‌ي مصاحبه‌اي كه داشتم، خاطرم نيست دقيقا چه جمله‌اي در پاسخ به يكي از مصاحبه كنندگان گفتم كه همه خنديدند و به اصطلاح يخ‌مان باز شد. خودماني شدن در جلسه، باعث مي‌شود سنگيني جلسه شكسته و در يك محيط دوستانه، گفتگوها ادامه پيدا كند. ولي آن‌چه باعث شد اين چند خط را بنگارم، اشتباهي بود كه من در مصاحبه‌ام داشتم. هرچند مصاحبه به خوبي پيش رفت، ولي من مي‌توانستم مقام مصاحبه كنندگان را اندكي پايين بياورم و از اين طريق، يك امتياز بگيرم. پرسيدند تاخير ما باعث رنجش شما نشد؟ و من از سپري كردن زمان با يكي از دوستانم صحبت به ميان آوردم. مناسب‌تر بود روي تاخيرشان مانور مي‌دادم تا بدانند در اين زمينه، لنگ مي‌زنند. مثلا مي‌توانستم اين جمله را بگويم: “تنظيم دقيق وقت جلسه، نيازمند مديريت دقيق‌تري بود. هرچند كه ما در ايران به انواع تاخير‌ها عادت كرده‌ايم و امري غير طبيعي قلم‌داد نمي‌شود.” در اين صورت، با جمله‌ي اول، عدم توانايي آن‌ها را در تنظيم دقيق زمان، به رخ‌شان كشيده‌ام و به آن‌ها نشان داده‌ام كه اين نكته (توانايي اندك آن‌ها) از ديد من پنهان نمانده است. از طرفي، با جمله‌ي بعدي، مساله‌ي عدم مديريت مناسب زمان را در كشور، امري طبيعي نشان داده‌ام تا در انجام اين گناه، چندان احساس تنهايي نكنند و مطمئن باشند مي‌توانند اين گناه بزرگ توسط افراد زيادي انجام مي‌شود و با اين‌كار، مقداري از گزندگي جمله‌ي اول، مي‌كاستم.
اگر به خودتان اطمينان داريد، با خونسردي و اعتماد به نفس، در مورد حقوق مورد درخواست‌تان صحبت كنيد. در فرم درخواست، مبلغ مورد نظر را ننوشته بودم. همان آقاي تپل كه شروع‌كننده‌ي مصاحبه بود، پرسيد حقوق مورد درخواست‌ت چقدر است. من اندكي رودرواسي كردم و يك رقم نسبتا بالا را براي كار در ساعات اداري، بيان كردم. ان‌ها هم يكديگر را نگاه كردند و جلسه تمام شد. در مورد حقوق، ان‌هم در اين شرايط اجتماعي كه از ابتداي سال تا كنون دو بار كرايه تاكسي‌ها –كه نشاني از تورم موجود در جامعه است- حدود 35% افزايش يافته، خيلي وقت‌ها رودرواسي داريم كه خواسته‌ي خود را بيان كنيم. ولي آن‌چه مسلم است، حقوق مورد درخواست من، بايد اجاره خانه در منطقه‌ي متوسط شهر مثل يوسف‌آباد، هزينه‌هاي رفت و برگشت به شركت، هزينه‌هاي انرژي و مخابرات، هزينه‌هاي خورد و خوراك و ميهماني، خريد لباس سالانه‌ي من و همسرم، هزينه‌ي رفت و آمد همسرم براي خريد روزانه، ذخيره‌ي پول براي افزايش اجاره‌بهاي سالانه و يا رهن منزل، سفر، دانشگاه همسر و اندكي ذخيره براي ارتقاي زندگي مانند خريد ماشين و يا هزينه‌هاي درمان و هديه‌ي تولد همسر و خانواده‌ي درجه يك و روز زن و مادر و پدر و عيدي دادن به برادر زاده و خواهرزاده و همسر و خواهر و موارد پيش‌بيني نشده را پوشش بدهد. فكر مي‌كنم بهتر بود همه‌ي اينها را بيان مي‌كردم و از آن‌طرف ميزي‌ها مي‌خواستم خودشان جمع بندي كنند و مبلغ مورد نياز را ثبت كنند.

اين‌ها را گفتم كه بگويم حال اين‌روزهاي من چندان بد نيست. با كمي رودرواسي، خوبم.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    من اصلا موافق نيستم! اگه تو جلسه مصاحبه بگي كه با اندكي مديريت مي تونستيد منو معطل نكنيد!! به نظر من سريعا ردت ميكنند!! اينو بعداز شش سال كار كردن تو شركتهاي دولتي و گذراندن مصاحبه هاي جورواجور بهش رسيدم!! به نظر من طرف مقابل ميز در ايران انتظار داره كه مصاحبه شونده در همان اولين جلسه مراتب تواضع صبر و حتي سرسپردگيش رو ثابت كنه و ادم عصيانگري نباشه!!

  2. .

    ولي وقتي شركت كمي خصوصي باشه و ادعاي مديريت داشته باشه و بدونن به لحاظ علمي بايد نازت رو بكشند وضع يك مقدار فرق خواهد كرد.

  3. .

    هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
    هم رونق زمان شما نیز بگذرد

    باد خزان نکبت ایام، ناگهان
    برباغ و بوستان شما نیز بگذرد

    ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
    این تیزی سنان شما نیز بگذرد

    چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد
    بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

    زین کاروان سرا بسی کاروان گذشت
    ناچار کاروان شما نیز بگذرد

    این نوبت از کسان، به شما ناکسان رسید
    نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

    پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
    هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

    بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
    تا سختی کمان شما نیز بگذرد

    ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
    این گرگی شبان شما نیز بگذرد

    آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست
    گرد سم خران شما نیز بگذرد

    در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
    این عوعو سگان شما نیز بگذرد

    *سیف الدین محمد فرغانی


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *