msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٢٨مهر- با شراب مولانا

ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم
که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد
به دو صد بام بر آیم به دو صد دام درآیم
چه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد

همه را بیازمودم ز تو خوش‌ترم نیامد
چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
سر خنب ها گشودم ز هزار خم چشیدم
چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    تو خورشیدی و یا زهره،ماهی نمی دانم
    ازین سرگشته مجنون چه می خواهی نمی دانم
    درین درگاه بی چونی همه لطفست و موزونی
    چه صحرایی چه خضرایی چه درگاهی نمی دانم
    به خرمنگاه گردونی که راه کهکشان دارد
    چو ترکان گرد تو اختر،چه خرگاهی نمیدانم
    ز رویت جان ما گلشن بنفشه ،نرگس و سوسن
    ز ماهت ماه ما روشن چه همراهی نمی دانم
    زهی دریای بی ساحل پر از ماهی درون دل
    چنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمی دانم
    هزاران حال یعقوبی همی سوزد این خوبی
    چرا ای یوسف خوبان در این چاهی نمی دانم
    خمش کن کز سخن چینی همیشه غرق تکوینی
    دمی هویی،دمی هایی،دمی آهی نمی دانم
    خمش کردم که سرمستم از آن افسون که خوردستم
    که بی خویشی و مستی را ز آگاهی نمی دانم


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *