msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٩دي- بيخيال ِ بيست و سي

دارم بيست و سي نگاه مي‌كنم. ناخودآگاه چشم‌هايم خيس مي‌شوند. با خودم فكر مي‌كنم من كه روشن‌فكر نيستم. ولي روشنفكر‌هاي اول انقلاب از كج‌فهمي و نفهمي مردم چه مي‌كشيدند. روز عاشـورا خون ريختند و باژگونه جلوه دادند. و سر مردم را با كيهان و تلويزيون شيره مي‌مالند. همين شريعتـمداري كه با چمران دوره‌ي چريكي را در لبنان مي‌گذراند و با مهندس شميسا هم‌اتاق بوده است، خدا عالم است، مهندس شميسا مي‌گويد در خلال يك سال و نيم، يك بار هم نديدم كه نماز بخواند. حالا مثل مار غاشيه مردم را افسون مي‌كند و خون مي‌مكد. نماز خواندن يا نخواندن كسي به من ربطي ندارد. من از ريا بدم مي‌ايد.
دوست ندارم اين‌جا از خشم و نفرت بنويسم. دوست دارم از محبت بنويسم و دوستي. نمي‌دانم از دلم جدا شده‌ام يا نوشتن را فراموش كرده‌ام. انگار ساق پاهايم را با تبر خرد كرده باشند و نتوانم راه بروم. كون خزوك شيرازي‌ها هم چاره‌ي درد نيست. انگار در يك محيط چگال مثل روغن مشغول راه رفتن باشي و بخواهي بدتر از همه، بدوي. و بعد ببيني كه چه سيل خروشاني جلوي حركت تو را مي‌گيرد. همين مي‌شود كه بي‌خيال بيست و سي مي‌شوم مي‌ايم اين جا بنويسم كه امروزم به دور از هر گونه راهپيـمايي،‌ زيبا شد. تو كه باشي، تنها نيستم.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    همچين نوشتم كه نوشتن را فراموش كردم انگار چه نويسنده‌اي بودم من. (باب مقاتله)

  2. .

    توي يكي از همين گزارشات بود كه يك معمم در لفافه راجع به اهانت به عاشورا و اصل ولايت فقيه حرف مي‌زد اما معلوم
    بود تلويزيون دلش مي‌خواست حرف‌هاي سخنران راهپيمايي ِ بك‌گراند معمم را نشان بدهد و مي‌گفت مرگ بر روشنفكران بي‌معرفت و كلي با اين مضمون حرف زدن.. راستش من خنده و گريه را قاطي مي‌كنم گاهي. ترس توي تك‌تك حركت‌شان به شكل بارزي پيداست. به پاهايت بگو همراه باشند و راهور. بگو يك روز نه خيلي دور خيابان‌هاي آغشته به خفقان ديكتاتوري و خون‌ها و فريادهاي رساي ديكتاتور كر كن و گاوگيجه گير كوتاچيان تبديل مي‌شود به آرامش و آزادي و افتخار. بگو اين خيابان‌ها را يك روز به نام تو و به ياد خاطره‌ي همراهي‌ات با مردم و اين راه سبزي كه مي‌رود آباد كند يك كشور را از سانسور و دروغ محرض رسانه‌اي و احترام به شعور تك‌تك ساكنين‌ش خواهيم پيمود.
    پيروزي محقق است. يقين دارم.

  3. .

    مجید دلبندم اون کون سرک شیرازی هاست و کرمونی ها می گن کون خزو . و ن ندارد اخرش .


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *