msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٢٤آبان- يك كدو براي شب هالويين


عكاسي و عكس را خيلي دوست دارم. گزارش‌هاي تصويري و عكس‌هاي مستند براي من جايگاهي بيشتر از فيلم دارند. همين كه فقط يك صحنه يا يك لحظه به ثبت رسيده است و باقي‌اش خيال تو است كه به آن حس و حركت مي‌دهد، همين كه اجازه مي‌دهد فكر كني و مثل فيلم چشم‌هايت را بيشتر از فكرت درگير نمي‌كند، مي‌ارزد. من همين را مي‌خواهم.
يك عكس حرف زياد دارد. به خصوص عكس‌هايي كه واقعا حرف ندارند. و بايد به عكاس‌ش يك تبريك بلند گفت. برخي از عكس‌ها انقدر من را درگير خودشان كرده‌اندكه با ان‌ها توانسته‌ام بنويسم. بعضي عكس‌ها باعث شدند من خودم را بتوانم بيان كنم و يا خودم را و حسم را بهتر بشناسم. بعضي عكس‌ها به حس من جهت داده‌اند و يا بعضي ديگر تجربه‌ي ديدن جاهايي را كه نديده‌ام داده‌اند.
بخش عكس و مكث راه‌اندازي شد. روي عكس‌ها مكث كنيد و چند لحظه به ذهن‌تان اجازه بدهيد با ديدن عكس آزادانه پرواز كند. عكاس شما را با تجربه‌هايش همراه خواهد كرد.
براي شروع دوست دارم كامتان شيرين شود تا مزه‌ي تلخي كه از ديدن عكس‌هاي بعدي مي‌بينيد با شيريني اولين عكس جبران شود. برويم به مراسم هالويين. امسال كه گذشت. بهتر است به فكر سال بعد باشم. يك كدو براي شب هالويين سال بعد لطفا.

*مرجع عكس



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    خوب من حس خاصی بهم دست نداد جز اینکه دیدم عکس با یک دوربینی که گرفته شده که یا در حالت زوم بوده یا لنزِ تله فوتو داشته و در هر دو صورت دوری عکاس با سوژه قابل توجهه
    قایم شدن یا قایمکی عکس گرفتن به نظرم توی لحظات خبری و سیاسی و جنگی خوبه و نه وقتی که سوژه کودکی هست که می تونه با دیدن عکاس در نزدیکی خودش ،لبخندی یا نگاهی زیبا رو تحویل بده
    اگر عکاس به هالوین توجه داشت با استفاده از لنز تله یا زوم بیش از حد چنان بک گراند رو نابود کرده که هالوینی که با کدوهاش شناخته می شه به راحتی آوت آف فوکوس هستند و تنها نمادش شده یک کدوی کنده شده با کلی ریشه که به نظر من رسانا نیست.
    جدا از اینکه بک گراند با رنگ گرم می تونه خیلی بیشتر از جدایی سوژه از بک گراند کم کنه و بیشتر مارو به یه تصویر تخت برسونه
    حالا با همه این تفاصیل که احتمالا همونقدر اشتباه هست که درست می تونه باشه
    رسیدم به یک سوژه که به صورتی کاملا تخت به یک بک گراند نارنجی چسبیده با لباس هایی با تونالیته گرم
    چیزی که دنبالش می گردم و پیدا نمی کنم تا این همه رنگ گرم رو توجیه کنه نمادی از سرماست که وجود نداره مگر یک لباس گرم که نمی تونه توجیهی برای سرما باشه
    و
    این همه رنگ گرم که می تونه تداعی اخطار باشه برای عکسی که دختر کوچولویی احتمالا می خواد که لحظاتی دیگه لبخند بزنه خوب نبود به نظرم
    اگر که اون حالتی که روی لب دخترکوچولو هست لبخند باشه که دیگه واویلا
    استفاده از یک لنز واید می تونست و نزدیکی به سوژه می تونست خیلی عکس رو بهتر بکنه
    آخه این یه عکس از یه سوژه ارام هست
    ولی
    ببخشید در نهایت که اینقدر نق زدم

  2. .

    اميد منو ياد باغ‌ يكي از اقوام انداختي. يادم مياد كه ريسه‌هاي كدو رو فرستاده بود روي درخت‌هاي آلوچه سبز و پرتقال.. همين رنگي بود كدوهاش. نزديك غروب خورشيد بود. نمي‌دونم توي قالب كلمات مي‌شه اون صحنه رو تصور كرد. ولي اون نوري كه خورشيد از لابه‌لاي برگ‌هاي تقريبا خشك كدو راه خودش رو مي‌گرفت و مي‌خورد به پوست براق همين كدوها، انگار همزمان هزار تا خورشيد داشتن برات غروب مي‌كردن. واقعا رويايي بود. و جذاب. خب منو ياد اين انداختي و ممنون.

  3. .

    اما من عکس دوست داشتم

  4. .

    انگار از بی شمار نارنجی های پشتش یکی اش ر به چنگ آورده و احساس خوشبختی می کنه. این حس فقط مال بیخبری و کودکیه.

  5. .

    با این عکس خاطرات قشنگی را میشد یادآوری کرد. کودکی لحظه های شاد بودن حتی با به دست آوردن یک چیز که ممکنه تو دنیای بزرگترها کوچک باشه ولی تو دنیای کودکی همه سعی و انرژی با رنگ دلخواه بچه ها و خاطرات پاییزی بزرگترها.

  6. .

    دلخراش بود دوست من


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *