msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٢١آبان- بي‌مقدمه

زندگی گذرگاه تاریکی ست. ما همه روندگان این چراگاه بی علفیم. سخت و صعب و بی بازگشت. فقط باید رفت. ما هم می‌رویم. چرا نرویم. می‌رویم. نه مثل گوسفندانی که هر روز این مسیر را می‌روند. سرها همه پایین و مسیر مستقیم. می‌رویم. با چشم‌هایی که از مستی بسته شده‌اند و از شوق باز و دریده. از مسیرهایی که هیچ کس نرفته است و نمی‌رود. ما هم می‌رویم. یعنی من و تو می‌رویم. جسم تو کیلومترها دورتر از من و هر شب بدون من. اما روح تو هم آغوش رویای من و نزدیک‌تر از من به من. مهربانم، این چه شعر زیبایی بود که برای من فرستادی. حالم را عوض کرد و چشم‌هایم را خیس. فصل پاييز است. ماه اول آن، مهر است. ماه محبت. فصل زیبای پاییز. فصل زیبایی‌ها. فصل لخت شدن‌ها. عور شدن درخت‌ها. فصل برگ‌های زرد و قرمز و قهوه‌ای. فصل برگ‌ریزان. فصل پاییز. ماه دوم، آبان است. ماه آب و خیسی و نم. ماه باریدن و باریدن و باریدن. و بعد از آن ماه آتش. باز ماه رنگ قرمز و زرد و نارنجی. ماه درخت‌های انجيرِ لخت از برگ. می‌بینی چقدر پاییز قشنگ است. پاییز. فصلی که دوست دارم به نام تو من را مست کند. مهربان، آبان بريز در من. آذر بریز در من. مهربان، آذر بریز در سینه ام. از شور. از شوق.

*ناخودآگاه، بي‌خبر، بي هيچ مقدمه‌اي به سراغم مي‌آيي و فكر من را به اشك‌ها و ياد‌ها و لبخند‌ها مي‌بري. سيگاري آتش مي‌زنم. در دود غليظ آن غرق مي‌شوم. نامه را به سيگار مي‌چسبانم و با هر پك عميق قسمتي از آن را مي‌سوزانم.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    تصاوير در كلمه‌ها خوب پيداست. مخصوصا آن دو خط آخر كه خيلي زياد عيني و باورپذير است. فقط امروز كه دوباره اين مطلب را مرور كردم با خودم گفتم اگر بخواهد ته‌سيگار نامه را بسوزاند روي چه كلمه‌هايي مي‌ريزد.
    اگر اين متن از واقعيت بلند شده به عنوان يك خواننده قديمي و حق آب و گِل مي‌توانم بگويم كه سيگار نكشي؟ حتي در كلمه‌ها به عنوان يك نويسنده. بده دست يكي ديگر از شخصيت‌ها و بعد هم از دستش بگير و خاموشش كن:)

  2. .

    شفق عزیز
    درست گفتی نه به شکل گوسفند ، اما درست ترش به شکل بز است .

  3. .

    امیدوارم حداقل خاکستر آن نامه ها را به دست باد بسپاری تا بدهد دست قاصدک و برساند به اشک ها و یادها و لبخندها

  4. .

    سلام
    چه زيبا گفتي كه ما هم ميرويم نه مثل گوسفندانی که هر روز این مسیر را می‌روند. سرها همه پایین و مسیر مستقیم. می‌رویم. با چشم‌هایی که از مستی بسته شده‌اند و از شوق باز و دریده. از مسیرهایی که هیچ کس نرفته است و نمی‌رود. ما هم می‌رویم. یعنی من و تو می‌رویم
    خوش به حالت غبطه مي خورم به اين حس ناب شكوفايي و بالندگي…
    توحتي نه مثل سيزيف كه هر روز با سنگي بر دوش همان مسير هميشه را با نگاهي نو در مي نورديد بلكه هر روز مسير نو و بكري را كشف مي كني.
    قدر بدان اين حس و حال را.


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *