msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٤تير- آرامش

در كنار اين‌همه آشوب و اضطراب، چقدر نگاه‌كردن به تو به من آرامش مي‌دهد.
آنقدر كه بخواهم پرتره‌ات را با كيفيت، اين‌جا بگذارم و نگران نباشم كه ممكن است براي بعضي‌ها صفحه‌ام دير بالا بيايد.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    سال 1392
    بعد از تمام نشدن اين روزها، با خستگي كه مثل موريانه به جان چوبي‌مان افتاده و آن را كرده پنير پر از حفره‌ي ليقوان، به هشت سالي فكر مي‌كنم از بهترين سال‌هاي عمرم كه به دست‌هاي توانمند يك كوتوله از حلقه‌ي گمشده‌ي داروين لجن‌مال شد. به اين فكر مي‌كنم كه هرچقدر هم بدبخت شده باشم، باز هم محال است جلوي چهار نفر گريه كنم. مرد، مردي كه غرور نداشت و همزمان بيشتر از يك نفر اشكش را ديدند، بهتر است ب…. به اين فكر مي‌كنم كه مرد! اگر به‌جاي گريه و توي دهن مردم زدن، از مردم هواداري مي‌كرد، چقدر مي‌توانست در ذهن من بزرگ شود. حتي بزرگ‌تر از خدا. و چقدر جامعه نشاط مي‌گرفت. خون مي‌دويد به اندام جامعه تا به سمت مهرباني و پيشرفت قد علم كند. و چقدر مي‌توانست اين نيمه‌ي دومِ هشت سال را بهشت كند. نكرد و نشد.
    جامعه در روزهاي پيشِ‌رو قابل پيش‌بيني است. مردم با يك‌ديگر خشن مي‌شوند. نااميد مي‌شوند. عجله دارند. به فرار كردن راغب مي‌شوند. بي‌اعتماد مي‌شوند. افسرده‌تر مي‌شوند. بي‌رغبت مي‌شوند. جسد متحرك مي‌شوند. تورمي كه با نفت 140 دلاري روي 25 مانده بود، با نفت 60 دلاري به 125 خواهد رسيد. فشار به همه‌جاي مردم مي‌آيد و از چشم‌ها بيرون مي‌زند. و پزشكان فكر مي‌كنند مرض قند اپيدمي شده است.

  2. .

    همین طور مانده ام

    که به تو چی بگم !

    فک کنم هیچی نگم بهتره .

  3. .

    میگم ها امید

    این کامنت حیفه که اینجا خاک بخوره ، من اگه جای تو بودم یک جای بهتری می ذاشتمش .

    خوب ، البته من جای تو نیستم .

  4. .

    معتقدم دشمن ما بسيار كودن است. سيدو‌ي عزيز، بگذار در اين بلاهت، گور خودش را بكند.


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *