دو ساعت از گم كردن دستهايم ميگذرد. درست به خاطر ندارم آنها را كجا گم كردم. شايد كسي از من دزديده باشدشان. تو آنها را نديدهاي؟
انگشتهايم كشيده بودند و خطهاي زياد در كف داشتم. رودخانهاي خشك از پايين انگشت اشارهام كمآب جريان گرفته بود و خط عميقي شده بود پايين انگشت كوچكم گم. خطوط ديگري هم كف دستم بود. آن يكي كه راهش كج شده بود تا زير سينهي شصتم، پر رنگ بود و آبراههاي كه رهش در بالا به كنار شصت و آن رود ديگر رسيده بود. ديگر خطوط، كم رنگ و كوچك بودند و هنوز جان نگرفته، محو شده بودند. گاهي كه رويشان را لاك ميزدم، زيباتر ميشدند. مينشاندمشان جلوي خودم و نگاهشان ميكردم. كار زياد كرده بودند. ناز نديده بودند و البته بينياز هم نبودند. بين انگشتها وقتي كه دستم را باز ميكردم، به اندازهي يكي از جنس خودشان فاصله بود تا همچون عزيزي در آغوش بگيردندش. دست چپم را بيشتر دوست داشتم. حافظ را با آن ميگرفتم و چشم راست رويش زوم ميكردم. ولي هميشه قاشق را با دست راستم ميگرفتم. خودكار را هم با دست راست ميگيرم و مينويسم.
به من ياد بدهيد بدون دست چگونه زنده بمانم امروز كه مدام ورد زبانم شده است اين بيت:
رفتي و نميشوي فراموش
ميآيي و ميروم من از هوش
از اولش مال من نبودند. ولي براي به دست آوردنشان تلاش كردم. خواستم و بابانوئل يك شب آنها را به من داد. آن شب عيد شد. اين اواخر خيلي نوازششان نميكردم. داشتنشان باعث شده بود زياد متوجه حضورشان و اهميتشان نباشم. شايد بهشان بيتوجه شده بودم. شايد از من خسته شدند و با هم تصميم گرفتند بروند. ولي بيسرپناه كجا ميخواستند بروند. نه. خودشان نرفتند. البته آنقدر مطمئن نيستم كه بخواهم حكم قطعي صادر كنم. ولي فكر ميكنم آنها را به زور از من جدا كردند. آنها را از من گرفتند وقتي كه خواب بودم. الان كه نميدانم در دستان چه كسي هستند، دلم برايشان تنگ شده است. سيدو ميگويد دلتنگي درد بيدرمان است. چارهاي ندارد. فكر ميكنم اگر روزي به من برشان گردانند، اگر روزي برگردند پيش من، آنها را محكم در دستانم بگيرم و حتي لحظهاي از خودم جدا نكنم. ميبوسمشان. نوك تكتك انگشتها را. يكيشان را در دست چپم ميگيرم. بين انگشتهايم. با دست ديگر نوازشش ميكنم و بعد نوبت آن ديگري ميرسد كه نوازشش كنم و ببوسمش و در دستانم گرمش كنم.
فقط دو ساعت از گم کردنشان گذشته و این همه بیتابی؟!
کسی خبر داده برنمیگردند؟
مدتها بود نوشته های رنگی و نقاشی گونه نخوانده بودم… صاحب سبکید. موفق باشید.
این قصه بود.. قصه ی گم شدن دو دست..
سارینا دیروز به من گفت: هروقت چیزی رو گم کردی گریه نکن.. چون همیشه تو بازار هست..
بهش گفتم: بعضی چیزا دوتا نداره
گفت مثل چی
گفتم: دست
: )
خطوط کف ش را خوانده بودی؟
اميد عزيز .. بين كامنت ها ديدمت .. آمدم ببينم كيستي .. نفسم بند آمد..
يك بار از خوش شانسي خوانده بودمت و بعد هر چه گشتم ديگر پيدايت نكردم .. امروز روز عزيزيست كه تو خودت آمدي و آدرست را دادي …
ديگر گم نخواهم كرد .. بهترين ها رو ..
امير جان تو كه نوشتنت بي نظير است .. خواندنت مايه ي افتخار من .
Bookmarking now thanks, found you through Google.
Great post cheers, sending this to my friends now.
Thank you sur tone papier! I apprecié really, étant given que il has me su de vos things quels I knew pas. Really interressant.
Thank you dans the purpose de tone écrit ! I apprecié really, comme l’appareil device has me eu the opportunity of savoir de certains things quels I knew ne not. Really interressant.
Bravo afin de cette papier histoire. Est évidemment vraiment fortement interressant. j’ai abondamment eu l’opportunité de savoir. Respect avec merci.
Bravo sur cette colonne. Identifié vraiment extrêmement interressant. j’ai immensément eu l’opportunité de savoir. Respect avec merci.
Appreciate an individual’s piece of writing. The subject matter pastimes i am greatly as well as due to you will, In order to figured out modern issues. It was subsequently very worthwhile. Knowledge. Htc bravo. Your home is.
Merci sur cette histoire, notre contenu m’a vraiment immensément interessé. Grace jusqu’à cette courrier j’ai énormément appris signifiant nouvelles choses que je ne savais pas. Merci, bravo ainsi respect.
I liked reading this, like your blog design too. Is it wordpress?
Merci dans le but de cette site, un niveau de nocuité thème m’a vraiment beaucoup interessé. Grace au sein de cette l’histoire j’ai intensément appris pour le nouvelles choses que je ne savais pas. Merci, bravo et aussi respect.
Danke für das Schnäppchen, dies Bereich hat mich interessé faktisch entscheident. Grace rein das Schnäppchen habe ich beste Sachen entscheident gelernt, die ich keinesfalls kannte. Danke, bravo und ausserdem Respekt.
Danke für dies Artikel, das Thema hat mich interessé wahrlich viel. Grace inside das Artikel habe ich beste Sachen entscheident gelernt, alle ich gar nicht kannte. Danke, bravo sowie Respekt.
Grazie per questo sito , un grado d ‘intossicazione tema mi ha veramente immensamente interessato.
Appreciation for your own page. This method niche needs everybody significantly along with owing to you will, As i acquired innovative points. It was very worthwhile. Thanks. Htc bravo. Your home is.
Great post cheers, needed some more images maybe.