msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

١٦اردي‌بهشت- خرماي خنده‌ي تو

من تنهاي تو ام و تو آهوي وحشي رميده از من
من به تعقيب تو دچارم و تو به دويدن

محبت را سرريز نكن. بگذار جرعه جرعه بنوشم. سير نشوم. پستان از دهانم بگير. رهايم كن. فرار كن. خوب كه دور شدي، بايست. نزديك شوم. نفسم به شماره بيفتد و تو باز فرار كن. دورتر كه شدي، برگرد. نگاهم كن. آهسته صورتت تَرَك بخورد و خنده از آن ميان خرما شود.
صورتت خرما كن. شيرين. چشم‌ها ريز. پستان پر شير. بچسبانم به سينه‌ات. در آغوشم بگير. محبت كن: بريز، در دهانم شير، در چشم‌هايم نگاه، بر سرم دست نوازش، در دستم انگشت، در گوشم آواز. در من حلول كن. بزم آرامشم كن. من تنهاي تو ام. چه تعارفت كنم وقتي نگاهت خرما مي‌شود توي چشم‌هايم و صدايت خرما مي‌شود توي گوش‌هايم و انگشتانت خرما مي‌شود بين انگشتانم. با من قدم بزن. آن‌قدر كه فراموش نكنم يك روز من از ظهر تو شروع شد تا لالايي شبم. ببرم از سبزِ دشتِ دامنت تا عصر جمعه‌ي باران خورده.

يك سال

دو سال

سه سال

نه سال

بيست و چهار سال

چند سال بگذرد كه فعل‌هايم گذشته شوند و حالم خاطره و هيچ روزم اردي‌بهشت نشود؟ خرگوش بازيگوشي نشوم كه از لاك‌پشت آهسته‌ي تو سريع‌تر نرود. كلاغ ميان‌سالي شوم كه راه رفتن كبك را ياد گرفته است.
اگر سالي بگذرد كه بعد از آن ديگر عيدي نيايد كه گاوي در آن بچرد و باراني كه به‌اندازه بيايد، پنجره‌ي اتاقم مدام خيس خواهد شد از ابري كه نمي‌بارد و تويي كه نمي‌آيي.
اگر سالي بگذرد كه نباشي، نمي‌خواهم، اين انگشت‌ها را كه انگشت‌هاي تو در بين‌‌شان يك‌-در-ميان نيست. اين لب‌ها را كه قند نشود در چاي تو و نباشي كه چايم شيرين كني. اين صورت را هم. عسلِ نگاهت كه روي آن نريزد، تلخ مي‌شود زير زبانم. همان‌طور كه زاييدي‌ام، بميرانم. فرو ببرم در زيرزمين تاريك خانه‌ات.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    از روی نشاط ، با سبز نگاه
    شهد خرمای نگاهت، قوام محبتهایت ، همه بایک خنده می شود تعارفت


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *