msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

١٨دي- بپوشانم برف

اندكي بمان. همان‌جا كه ايستاده‌اي. به سكوت سرشاخه‌هاي لخت درختان نگاه كن. بي‌صداتر از حركت آهسته‌ي باد، به دانه‌هاي سرد و سفيد نگاه كن. از آسمان تا روي زمين، تا روي بدنت پايين مي‌آيند. بچرخ زمين. با سرعت روز، روي سردي زمستان. روي نور روز و سفيد برف و سياه كلاغ و تاريك شب.
– اندكي بخواب. با چشمان باز. همان‌جا كه دراز كشيده‌اي. روي‌ات را خواهم پوشاند. با پارچه‌ي سفيد زمستان.
– بالاي سرم بيدار خواهي ماند و تا صبح، آواز را با صداي قرآن سر مي‌دهي. السابقون السابقون، اولئك المقربون.
بپوشانم برف. با كفن سردت، گرم. بريز آسمان. دانه‌دانه‌ي سفيد نرم. تو كه آواز شده‌اي در نوك كلاغ‌هاي سياه، قارقار شده‌اي در گوش من سرد. بپوشانم برف. بپوشانم برف.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    زیبا بود. کاش گرمی بلور های سرذ برف فراگیرد ما را و ببینیم تب و تاب این زیبا دانه های سفید را این فرکتال های بی مانند تا شاید بیابیم راهی به سوی درک این آشوب {chaos } نهفته در دانه

    هممم. شاید گزافه بود هرچه گفتم ای دوست. تنها اینکه دلمان نیز تنگ می شود برایت گاهی .


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *