msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٧اسفند- احتضار

وقتی به عیادت پیرزن رفتم، حالت احتضار را در چشمانش دیدم. به پسرش گفتم هزارماشالله حالشون بهتره. خیلی خوشحال حرف من را تایید کرد.
صبح روز بعد پر کشید و به فرزند شهیدش پیوست.

این نگاه را در هشت سالگی تجربه کرده بودم. وقتی حاجی بابا را رو به قبله دراز کرده بودند. ساعت مچی سیکو 5 تو دستش تا زیر کتفش سر خورده بود و بالا رفته بود. لاغر و رنگ پریده و نحیف. از آن روز تا به دیروز در چهره‌ی کسی این حالت را ندیده بودم. فکر میکنم حس درونی پیرزن هم رفتن را می‌خواست. این که ببیند زمین‌گیر شده و دیگران او را در نقطه‌ی ضعف می‌بینند برایش قابل تحمل نبود. مردان و زنان بزرگ، رفتن را می‌خواهند. همواره رفتن.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    خدا رحمتشون کنه اونها که به ارامش ابدی رسیدند ماییم که یتیم نبودنشان شدیم‌ مادرجون من هم چند ماه پیش پر کشید. برکت بود برای زندگیمان. هروقت گیر میکردیم یا امتحان داشتیم سوره فتحش معجزه میکرد. او هم رفت پیش بچه های شهیدش.

  2. .

    الهم الغفر للمومنین و المؤمنات


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *