msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٨آبان- گزینش

گفت خیلی خوش‌شانس بودی امید که هانیه گیرت آمده.
گفتم من شانسی زن نگرفتم. هانیه رو بعد از شناختن به همسری برگزیدم.
ادامه دادم تو شاید شانسی زن گرفته باشی اما من شناختم و انتخاب کردم.
واقعیت چیز دیگری بود. هانیه اولین کسی بود بعد از هشت نفر قبلی، که به محض دیدن‌اش، دلم لرزید. چراغی در دلم روشن شد و فهمیدم انتخاب خداست. هر لحظه که از آن تاریخ پنج هشت مبارک می‌گذرد، به خواسته‌های دلم و ویژگی‌های رفتاری و اخلاقی هانیه که نگاه می‌کنم، رفتار‌ها را که می‌بینم و خواسته‌هایم را که به‌یاد می‌آورم، بیشتر عاشق می‌شوم و بیشتر می‌فهمم خدا بغلم کرده است.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    خوشبخت باشید ایشالا. اما اینکه هانیه خانوم به دل شما نشست و شما میگید انتخاب خدا بود یک کمی موضوع رو خنده دار میکنه. از این دست جملات در فرمایشات ددر بار خمینی بیشتر به چشم میخوره! نظیر خرمشهر را خدا آزاد کرد. از اینکه اینهمه عاطفه به همسر دارید ستایش برانگیزید.امیدوارم مفهوم کلام منو دریافت کرده باشید.

  2. .

    سلام به نظر من نه تنها این جمله که همسرتون انتخاب خدا بود خنده دار نیست بلکه بسیار دلنشین و تحسین برانگیزه دلی که توکل داشته باشه جای خداست و حتما خدا عشق را به دل ادم می اندازد
    خیلی خوشبخت باشید ایشالا سه نفر دوست داشتنی
    واای باورتون میشه من هرچی فکر میکنم یادم نمیاد نه شش تا چند تا میشه

  3. .

    سیستم سنتی ازدواج از نظر من مطمئن‌تر و اولی تره. اینکه مادر کسی را برگزیند و پس از بررسی‌های اولیه‌ی خودش، او را پیشنهاد دهد، بعد قرار مدار دیدار و آشنایی خانواده‌ها و بعد من بگویم نع. تا برسیم به نهمین نفر. بعد شش ماه ارتباط بیشتر جهت آشنایی و شناخت خلق و خو و رفتارها و منش‌ها. بعد بشویم همسر هم.
    قبل‌ترها، هر چه می‌خواستی، می‌نوشتی روی کاغذ ذهن، توکل می‌کردی و اقدام. و تو برنده بودی. چون به دستش می‌اوردی.
    حالا که به قبل نگاه می‌کنی، می‌بینی همان‌ ویژگی‌هایی در رفتار و اخلاق همسرت است که روزگاری خواسته‌ی ذهنت بوده است. این یعنی انتخابی بالاتر از خواست تو. والا با یک لرزش دست و دل که سنگی روی سنگ بند نمی‌شود. نکته‌ای که تو آنرا فراموش کرده‌ای توکل است. اگر توکل را حذف کنی، همه‌ی نوشته‌ی من مضحک می‌شود.


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *