msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٧بهمن- نگاه از صداي تو ايمن مي‌شود

از كارزاري سخت مي‌آيد. نبردي نابرابر. جنگ، جنگ خون بود و دردي كه دردانه‌ي مرا در آغوش مي‌كشيد. گويي كه مي‌خواهد از او، مانند كودكش مراقبت كند. ولي درد است ديگر. چنگ مي‌اندازد به جانت. مي‌اندازدت درون چرخ گوشت و تو بي‌وقفه، مستاصل و ملتمسانه به خودت مي‌پيچي. نفرين بر تو اي درد. چنگ انداخته‌اي بر جانش كه چه. كه قطره قطره الماس از گوشه‌ي چشمانش هميشه زيبا بر گونه‌اش بغلتد؟ و بعد عاجزانه به پايت بيفتم كه “دور شو دست از سرش بردار، او كجا طاقت تو را دارد”.
نفرينت كنم يا سلام گويمت كه نشانه بودي. نشانه‌اي از كارزاري نابرابر كه پيش‌تر گفتم و خوني كه سرازير مي‌گشت از صورت زندگي و چراغي كه رو به خاموشي بود. تا اين‌كه تو امدي اي درد. نشانه‌ي نبرد. پرده‌دري كردي. نفرين چرا. سلام مي‌كنمت. بگذار نگاه‌ت كنم. صداي تو ايمني بخش است.

نگاه از صدای تو ایمن می شود.
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی!
شاملو


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *