msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

١٤آذر- فروغ، همراه اول

من عاشقم.
کتاب، نگاه، باران، مو، نگاه، دست، انتظار، دلواپسی‌های خوب، بهار و زمستان با آن یگانه میوه‌اش، پاییز و تابستان با آن میوه‌های نوبرش، کلمه و سفر، عکس و قدم زدن، کوه را بالا و پایین رفتن، نوشتن و خواندن و خواندن و نوشتن، گپ و گفت و زمزمه، آشتی پس از اخم، کار و نیرو، حل کردن یک ریاضیات مبهم، زندگی کردن، نگران گل‌های باغچه بودن. خوب است که هیچ کدام هووی دیگری نمی‌شوند و هیچ کدام از حضور دیگری احساس ناامنی نمی‌کند. من عاشق تمام اين‌ها هستم.
همه‌ی اینها یک همراه می‌خواهند. یک نفر را كه بشود يگانه رفيق‌ات. رفيق تنگي و گشادگي خاطرت. در چهره‌اش، بتواني آرامش‌ات را بيابي. دست‌هايش ميوه و كتاب تعارف‌ات كند و به وقت پرداختن دلمشغولي‌هاي ديگر، همراهي‌ت كند. حضورش سكوت خانه را بشكند و نگاهش، خستگي روزانه‌ات را به پايان برسانند. به اين همراه هميشگي مي‌گويم فروغ.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    دو قدم مانده که پاییز به یغما برود….
    این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود……
    هر که معشوقه برانگیخت گوارایش باد….
    دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟؟؟؟؟؟؟

  2. .

    سلام،
    دلت خوش و لبت خندان پا به پای فروغ ت.
    شاد مانید.

  3. .

    سلام،
    هی امدم هی دیدم همان کلمات بر درودیوار خانه ت نگاشته ای!
    قلمت مستدام.


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *