msgbartop
شايد همين امروز انتظاري است كه مويم سفيد كرده است
msgbarbottom

٢٥دي- سرد و گرم

تولدت باشد. با يك كافي‌شاپ هماهنگ كرده باشم. كيك و هديه از قبل در اختيارشان گذاشته باشم. شب قبل‌اش اعصابت را خورد كرده باشم. منتظر هيچ اتفاق خاصي از جانب من نباشي. زودتر از هميشه به خانه بيايم. بخواهم برويم بيرون قدم بزنيم و عكس بگيريم. چند خطي شعر در يك كافي شاپ بخوانيم و چند قطره‌اي قهوه‌ي سر بكشيم. سر صحبت در دست تو باشد. از دوستانت بگويي و كلاس امروزت. ته كلام در دست من باشد. با دو چشم مشتاق كه مشغول گوش سپردن‌اند. و آن ميان، مردمك بيچاره‌ي چشمي باشد كه گاهي تنگ مي‌شود از شدت دقت و گاهي گشاد از شدت هيجان. ساعت از هشت و نيم گذشته باشد. مكان ما، كافه الف. پايين‌تر از خيابان ميرداماد، يك گروه موسيقي مشغول به صدا درآوردن سازهايشان باشند. تو در ميان مردمي كه دل به آهنگ سپرده‌اند، جهانگيرخان الماسي را به من نشان دهي. چهره‌اش آرام و نگاهش مهربان باشد. تو از سرما شكايت كني و من پيشنهاد رفتن به كافي‌شاپ را بدهم كه پايين‌تر از ميدان ولي‌عصر است تا گرم شويم. در مسير، به مغازه‌ها سر بزنيم و ويترين‌ها را نگاه كنيم. من وقت را تنظيم كنم و تو گوشه‌ي چشمي به خواسته‌هاي دخترانه‌ات بيندازي. سرما، سرما، سرما، اين موجود دوست‌داشتني. فاصله‌ها را كم مي‌كند و گره دست‌ها را محكم. ولي‌عصر، دمشق، مظفر، كافه‌الف. كافه‌دار هدايتمان كند به جايي كه از قبل هماهنگ شده است. از طبقه‌ي بالا بوي سيگار به مشام برسد و روشنفكري و موسيقي دلنشيني كه راه درازي را از غرب وحشي! طي كرده است تا به شرق مهربان برسد. اولين بار كي روشنفكري را با سيگار الفت داد؟ نشان تجدد شده‌است اين سيگاري كه روي لب است و لبي كه رو‌به‌روي كتاب مي‌جنبد. بنشينيم. نگاه‌هامان، رو به روي هم. گوش‌هامان به كلام يك‌ديگر. تو بيشتر بگويي و من بيشتر بخوانم. چند خطي كه در لاي كتاب شعري پنهان شده است. از قبل، كتاب و صفحه و شعر را انتخاب نكرده باشم. به دنبال اقبال امشب‌م باشم. صداي موسيقي، به يك‌باره رنگ ببازد. آهنگ شش و هشتي تولد پخش شود. كافه‌دار كيك تولد و هديه را بياورد و تو مبهوت در ميان اتفاقي كه رخ داده‌است، لبخندت بين من و كيك و تشويق و صداي موسيقي در نوسان باشد.



يادداشت‌هاي خوانندگان

  1. .

    تولدش مبارک. تصویری بود. خوشمان آمد.

  2. .

    به


  1. يادداشت

    سپر آنتی بات *